دوکوهه شهر شیدایی نور ...

 
ماه رمضان هم آمد و رفت ...

 

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین

خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر

خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت

خداحافظ ماه شب های نورانی قدر . . .

سلام خدمت دوستان گلم

حیف ماه رمضان او مد و رفت ولی ما هنوز ...

همینطوری همه فرصت ها از دست میره و آخرش فقط غصه برامون میمونه ک چرا یه کاری نکردیم که بدرد اون دنیامون بخوره ...

خلاصه بگذریم هرچی بود دیگه تموم شد باید به فکر فرصت های آینده باشیم که اونا رو از دست ندیم بگذریم ...

حرف خودمونی نوشت :

اول ازتون معذرت میخوام ک دیر ب دیر آپ میکنم.

آخه واقعا درگیرم اگر هم درگیر نباشم مث این چند روزه دسترسی ب نت ندارم ک بیام آپ کنم

مثلا میخواستم برا تبریک عید یه چیزی بنویسم ولی نت گیر نیاوردم و حالا هم ک گیر آوردم دیگه دیر شده ...

----------- حرف بعدی :

این روزا نزدیک کنکوره و ما هم که دل تولمون نیس ...

مثلا داریم میخونیم ولی ...

خلاصه از همه التماس دعا داریم ...

تازه یکی از اقواممون هم تازه فوت کردن (بنده خدا ی دختر جوون بود!!گریه مث خواهرم بود) زیاد حال و احوالم خوش نیس بیام آپ کنم نه تنها این بلکه حال و حوصله درس هم ندارم ...

دعام کنید که واقعا نیاز مندم

یاحق!!!

التماس دعا

راستی برای همه اموات هم اگه تونستید یه فاتهه بفرستید



| [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ٤:۳۸ ‎ب.ظ


بعد از یه مدت ...

بسم رب مادرم زهرا (س)

وقتی برای تو گریونه روضه هام ، حس میکنم چقد نزدیک کربلام

ما بینه گریه هام قرق زیارتم ، حس میکنم چقد دادن سعادتم

*****

حس میکنم تو رو تو لحضه لحظه هام ، وقتی ز راه دور میدم به تو سلام

هل من معینه تو بیداد میکنه ، اینجاست حر رو هم آزاد می کنه

 

**********

ماه شعبانه دیگه نزدیکای ماه مبارک رمضانه

نمی دونم ولی دلم خیلی تنگه ماه رمضان شده هم او هیئتهای حاجی و هم او سحریاش و هم اون افطاریاش و خلاصه همه کارایی که تو این ماه انجام میدیم

یادش بخیر ...

یه چند ماه بعد از ماه رمضان ماه محرمه

خیلی دل تنگه هیئتای محرم شدم

با این که تیپم عوض شده ولی دمش گرم امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) هنوز هوامونو دارن

بخدا تو دنیا فقط این روضه ها و گریه هاس که کمکمون میکنه

شاعر میگه :

با داغت از دلم خون هر نفس چکید ، اشکم اندازه ی بال مگس چکید

گفتم همین منو می نوش میکنه ، آتیشه دوزخو خاموش می کنه

واقعا راسته به خدا

یه بنده خدایی وقتی فوت کرد (سید علی مصطفوی) اومد به خواب مادر یا خواهرش (قشنگ یادم نیس) ولی گفت همین اشک برا حسین خیلی کمکم کرد(سندش هست هرکی خواست بگه آدرس بدم بره بخونه)

خلاصه نمیدونم چی بگم

ولی جاتون خالی امام رضا (ع) طلبیده داریم میریم مشهد از تاریخ 14 تیر تا 19 یا 20 تیر (آخه با ماشین خودمون میریم معلوم نیس کی برگردیم ...)

راستش دوس دارم یکمم از امام زمان (عج) بگم ولی میترسم زیاد بشه (تو ادامه مطلب میگم)

 

<<< پی نوشت برا دوستای وبلاگ خودم که خیلی هم دوسشون دارم و نمیخوان ادامه مطلبو بخونن :

بچه ها ببخشید چند وقت بود ننوشته بودم دلمم پر بود

دیگه ببخشید به بزرگیه خودتون

شرمنده اگه زیاد شده

یاحق!!

التماس دعا >>>

 

یه قسمتم تو ادامه مطلب گذاشتم (دلم پر بود نوشتم اگه دوس داشتی بخون)

ولی بخونی بد نیس



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ۱:٠٤ ‎ق.ظ


روز ولادت مادر غریبمون (س) و روز مادر


 

دریا غریق مرحمت بی کران تو

هفت آسمان تجلی رنگین کمان تو

خورشید ناز می کشد از ذرهای خاک

آنجا که صبح می گذرد کاروان تو

صدها فرشته بال نهادند بر زمین

تا دامن خدیجه شود میزبان تو

بهتر شد آن زنان قریشی نیامدند

حوا و مریم اند پرستار جان تو

بر قلبهای خسته ما هم نزول کن

ای جبرئیل تا به سحر هم زبان تو

یک شاخه یاس در دل مجروح کاشتیم

 تنها به احترام مزار نهان تو

پ.نوشت ------------------------

با سلام خدمت دوستان و بینندگان عزیزم

باید ازتون عذر خواهی کنم بابت این که دیر آپ کردم

شرمنده

بخدا در گیره کنکور و درسا بودم

واقعا شرمنده

برام دعا کنید تروخدا

خیلی به دعا و کمک خدا نیاز دارم

امید وارم که منو ببخشید

یاحق!!!

التماس دعا

 

 



| [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ۸:٢۳ ‎ب.ظ


سال نو مبارک(سال تحویل تو جبهه)

فکه

بسم الله...

خاطره ای از شهید حمزه انصاری

دقیقا یادمه نزدیکای عید سال 65 بود ... فکر میکردم حالا که بچه ها جبهه هستند عید و سال نو یادشون نیست ... چند دقیقه ای که مونده بودذ تا سال تحویل بشه دیدم جنب و جوشی تو سنگرمون به چشم میخوره ، یکی از بچه ها رفته سفره ای رو آورده و پهن کرده ، خدا رحمت کنه شهید احمئ زاده رو ؛ ازش پرسیدم چه خبر شده ؟ گفت چند لحظه دیگه سال تحویل میشه ، برای همینه که بچه ها گفتند بهتره سفره ی هفت سین پهن کنیم .

مونده بودم چطور میشه تو سنگر سفره ی هفت سین پهن کنیم؟! دور و برم رو خوب نگاه کردم ، راستش یکمی نون خشک بود و چندتا دونه کنسرو ماهی !

       همین که داشتم فک میکردم دیدم چند نفر اومدن تو سنگر و رفتن سراغ سفره ، حتما براتون جالبه که بگم یکیشون سه چهار سانت سیم خاردار تو دستش بود که گذاشت سر سفره ، یکیشون سلاح و خلاصه سمبه (وسیله ای که باهاش سلاحشون رو پاک میکردن)کمی علف به عنوان سبزه ، سرنیزه ، سربند . شمردم دیدم شش تا شده ، با خنده گفتم هفتمیش کو ؟؟

       شهید احمدزاده خنده ای کرد و گفت : خودت سیّد ! آره با خودت میشه هفت تا… یکی از بچه ها رفت دفتر تبلیغات رادیوی کوچیک رو آورد . رادیو  که روشن شد تیک تاک پخش می شد . فهمیدیم چند ثانیه بیشتر به تحویل سال نو باقی نمونده …           

       صدای گوینده : « آغاز سال یکهزار و سیصد و شصت و پنچ…. » بچه ها همدیگه رو در آغوش گرفتند و سال نو رو به همدیگه تبریک گفتن .
 
پ . نوشت :
          
دوستان گلم عیدتون مبارک , امید وارم سالی پر از شادی و برکت داشته باشید.
دوستان التماس دعا
یا حق


| [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ۱:٢٥ ‎ب.ظ


آیت الله بهجت و راهی برای ترک گناه

بسم رب الشهدا و الصدیقین

انجام طاعت و ترک معصیت به حسب ظاهر مشکل است و مسلمان شدن مشکل، بلکه کالمحال [مانند محال] است و بنابراین غیر از معصومان(ع) همه به ترک طاعت و فعل معصیت مبتلا هستیم و معصوم بودن مثل اینکه نشدنی است، ولی در افراد بشر، شمر هم بسیار است؛ امّا آیا چیزی هست که مطلب را آسان کند؟

از اموری که خیلی سهل المؤونه و آسان است ـ اگرچه عمل بر خلاف قول باشد ـ این است که انسان ملاحظه کند و ببیند اگر ملتزم به طاعت و ترک معصیت باشد، آیا حال او مثل صورتی است که ترک طاعت و فعل معصیت می‌کند و آیا این حال، مثل حالت اوّل است؟

فرض کنید اگر انسان نزد رئیس‌جمهور یا هر رئیس مطلق، مقرّب باشد، این برای او بهتر است یا اینکه نزد فقیر تهیدست و محروم؟! آیا خوب است به ذاتی که موت، حیات، مرض، صحّت، غنا و فقر به دست اوست، مراجعه کنیم و رابطه دوستی داشته باشیم، یا با کسی که خود محتاج، ناتوان و بیچاره است؟!

در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین اینکه با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر، مرض و صحّت، مریض‌خانه و دکتر، خزانه و ثروت و... به دست اوست؛ مجالست کنیم یا با کسی که هیچ ندارد؟! انسان کدام را اختیار می‌کند و محبّت وجدانیّه (نه به حسب خوف نار یا شوق بهشت) با کدام طرف است؟

به حسب ظاهر، بنده مطیع، پشتیبانش مثل کوه، محکم و استوار و منبع همه خیرات است و بنده عاصی پشتیبانش، محتاج‌تر از او و دشمن دانایی (شیطان) است که از دوست نادان، بدتر است و صلاحدیدش تمام به زیان او است. نظیر شخصی که نزد کسی رفت تا او را از فقر، فشار و ناراحتی روزگار نجات دهد، او گفت: شایسته‌ترین کار برای شما، اقدام به مرگ و خودکشی است!

صلاحدیدش از این قبیل است که بگوید: صلاح و نجات شما در این است که قرص مرگ‌آور یا خواب‌آور بخورید تا راحت شوید! بنابراین، ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت، دوستی و هم‌نشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و هم‌نشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم.

اگر این معنا را درست تشخیص دهیم و بفهمیم و به طور واضح و روشن باور کنیم، خواهیم فهمید که در اطاعت سود برده‌ایم، نه زیان و خسارت؛ به دلیل اینکه دیده‌ایم افرادی "و اُحی الموتی بإذن الله؛1 مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنند " و کراماتی از این قبیل را داشته‌اند و شدنی است و محال نیست و اختصاص به انبیا(ع) هم ندارد، بلکه هر که از آنها متابعت کند، می‌تواند از این راه به مقامات، کمالات و کرامات آنها دست یابد، البتّه بدون تحدّی نبوّت و کذّابیت مدّعی آن.

پس اگر انسان یقین کند و برای او واضح و آشکار شود که در طاعت، با غنی، قادر، کریم و... رفاقت کرده و در معصیت با عاجزتر و محتاج‌تر از خود، طبعاً هیچ‌گاه به معصیت تمایل پیدا نمی‌کند و از قصر شاهنشاهی و از کنار هرگونه ناز، نعمت، آبادی و آسایش، به کاروانسرای خرابه و ویرانه نمی رود و با صاحب آن رفیق و همنشین نمی‌شود، در حالی که خود آن صاحبخانه هم راضی نیست که رفیق او و همراهش باشیم و از هر چیز محروم گردیم!

بنابراین، برای تسهیل طاعت و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجّه شویم و یقین [پیدا] کنیم که طاعت، نزدیکی به تمام نعمت‌ها، خوشی‌ها، دارایی‌ها، عزّت‌ها و... است و معصیت، عبارت است از محرومیّت، ناخوشی، نداری، ذلّت و...

پ.نوشت :

سلام خدمت دوستان

راستش این مطلب رو یکجا مطالعه کردم و خیلی ازش خوشم اومد گفتم حیفه براتون ننویسمش!!

خلاصه خیلی مطلب زیباییه اگه نخونید از دستتون رفته!!(البته یکم سنگینه باید چند بار بخونیش تا کامل بفهمیش)

آیت الله بهجت یدونس حرفاشم مثل خودش یدونس!

----

رفقا التماس دعای فراوان

یاحق!!!



| [ کلمات کلیدی ] : آیت الله بهجت، ترک گناه
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ٤:٥٢ ‎ب.ظ