دوکوهه شهر شیدایی نور ...

 
هیئت الرضا محفل بسیجیان و رهروان شهدا(عشق من)

سلام بر رفقا

امروز می خوام نواهایی از مداح عزیزمون که خودم عاشقشم رو براتون بزارم

انقد قشنگ خوندن که اصلا قابل توصیف نیست

اگه دانود نکنین از دستتون رفته

دانلود کنید و برای ما هم دعا بفرمایین

برای دانلود نواها به قسمت ادامه مطلب برید

حاج  عبد الرضا

حاج روح الله بهمنی

حاج عبد الرضا هلالی و جاح روح الله بهمنی

هیئت الرضا



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ


نمیدانم چه نام بگذارمش...!!!!!

بسم رب مادر غریی و بی مزارم حضرت فاطمه زهرا(س)

روزها می آیند ، شب ها به دنبال آن می روند و باز روز ها می آیندا و باز هم شب ها می روند ...

و ما همانطور که به آخرالزمان نزدیک و نزدیک و نزدیک تر می شویم ...

و همانطور که از عمر ما هر روز و هر ساعت کاسته می شود ...

و ما هر روز بیشتر ار روز قبل در گناه فرو میرویم انگار که در لجن زار گناه افتاده ایم ...

دوستی ها کم می شود و دشمنی ها زیاد ...

دوستان نزدیک می گذارند و می روند ...

کم کم مانند مادرمان غریب می شویم و روزی در تکه ای از زمین پنهان!!!

و شاید هم کسی به ما سر نزند و ما در همان غربت دلگیر و دل آزار می مانیم !!

و شاید بعد سالهای سال کسی از تربتمان بگذرد و خاک های نشسته شده بر روی مزارمان را پاک کند و آبی هم به رسم یاد بود (یاد بود که نه ولی ...) بریزد و شاید هم اتقاقی و از سر دلسوزی برایمان فاتحه ای بخواند!!!

و ما هنوز هم تنها و غریبیم همانند شهری که روزی پر از افراد پر شور و دلاور بود که دلیرانه آموده بودن تا انتقام از ... بگیرند!!!

اما الآن فقط صدا ی آن عزیزان و خاطرات آن بسیجیان دلاور در آنجا مانده ...

جایی که پرستو ها از آنجا پر کشیدند و صدای پای زهرا (س) را شنیدند!!!

پرستو هایی که شاید برای روز های آینده ی خود هزاران نقشه کشیده بودند ولی در لحظات آخر توانستند از همه ی این دنیای کثیف دل بکنند و پرواز کنند !!!

و امید وارم که ماهم روزی بتوانیم پرواز کنیم و در حین پرواز صدای مظلومانه و با آه و ناله ی مادر غریبمان را بشنویم ...

ولی افسوس که ای شهر دگر آسمانی برای پرواز و دل کشیدن از این دنیای کثیف ندارد و همه حای آن را سیهی و کبودی گرفته ...

 

 من زمین خورده ی زهرام                   

                                      مادر کربلا اونه

همیشه مادر آدم ، در آدمو میدونه ... !!!



| [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ