دوکوهه شهر شیدایی نور ...

 
بعد از یه مدت ...

بسم رب مادرم زهرا (س)

وقتی برای تو گریونه روضه هام ، حس میکنم چقد نزدیک کربلام

ما بینه گریه هام قرق زیارتم ، حس میکنم چقد دادن سعادتم

*****

حس میکنم تو رو تو لحضه لحظه هام ، وقتی ز راه دور میدم به تو سلام

هل من معینه تو بیداد میکنه ، اینجاست حر رو هم آزاد می کنه

 

**********

ماه شعبانه دیگه نزدیکای ماه مبارک رمضانه

نمی دونم ولی دلم خیلی تنگه ماه رمضان شده هم او هیئتهای حاجی و هم او سحریاش و هم اون افطاریاش و خلاصه همه کارایی که تو این ماه انجام میدیم

یادش بخیر ...

یه چند ماه بعد از ماه رمضان ماه محرمه

خیلی دل تنگه هیئتای محرم شدم

با این که تیپم عوض شده ولی دمش گرم امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) هنوز هوامونو دارن

بخدا تو دنیا فقط این روضه ها و گریه هاس که کمکمون میکنه

شاعر میگه :

با داغت از دلم خون هر نفس چکید ، اشکم اندازه ی بال مگس چکید

گفتم همین منو می نوش میکنه ، آتیشه دوزخو خاموش می کنه

واقعا راسته به خدا

یه بنده خدایی وقتی فوت کرد (سید علی مصطفوی) اومد به خواب مادر یا خواهرش (قشنگ یادم نیس) ولی گفت همین اشک برا حسین خیلی کمکم کرد(سندش هست هرکی خواست بگه آدرس بدم بره بخونه)

خلاصه نمیدونم چی بگم

ولی جاتون خالی امام رضا (ع) طلبیده داریم میریم مشهد از تاریخ 14 تیر تا 19 یا 20 تیر (آخه با ماشین خودمون میریم معلوم نیس کی برگردیم ...)

راستش دوس دارم یکمم از امام زمان (عج) بگم ولی میترسم زیاد بشه (تو ادامه مطلب میگم)

 

<<< پی نوشت برا دوستای وبلاگ خودم که خیلی هم دوسشون دارم و نمیخوان ادامه مطلبو بخونن :

بچه ها ببخشید چند وقت بود ننوشته بودم دلمم پر بود

دیگه ببخشید به بزرگیه خودتون

شرمنده اگه زیاد شده

یاحق!!

التماس دعا >>>

 

یه قسمتم تو ادامه مطلب گذاشتم (دلم پر بود نوشتم اگه دوس داشتی بخون)

ولی بخونی بد نیس



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] :
نويسنده : مجنون الشهدا
زمان : ۱:٠٤ ‎ق.ظ